چند روزی است که با انتشار یک فایل صوتی از یک خانم مجری تلویزیونی، مطالب زیادی درباره‌ی ازار جنسی زنان مطرح شده است. دیروز هم در یکی از گروه‌های تلگرامی با دوستان بحث‌هایی در این باره داشتیم. صحبت از نقص زبان فارسی از نظر کمبود کلمات در بیان این آزارها شروع شد و در جنبه‌های مختلفی ادامه پیدا کرد. اشاره‌ی مشخص من درباره‌ی عدم توافق همه بر آزار و اتفاق آزاردهنده بود. این‌که خیلی از اتفاقات رایج روزمره که ممکن است برای آقایان عادی به‌نظر برسد ممکن است برای خانم‌ها آزار دهنده باشد و این می‌تواند از شوخی‌های زننده با هم، به کار بردن کلمات خاص با بارمفهومی منفی باشد تا سبک‌های خاص نشستن و رفتار و صداهای خاص درآوردن و....
اما بحثی که از جانب یکی از دوستان مطرح شد قضیه‌ی رضایت بانوان یا راه دادن آن‌ها و به عبارت قابل فهم‌تر کرم و مرض داشتن خانم مورد نظر است و معتقد بود که این مساله باعث ادامه دادن مرد یا اصرار در ادامه‌ دادن آن می‌شود. راستش به‌عنوان یک زن خیلی به این مساله فکر کردم و سعی کردم آن را از جنبه‌های مختلف بررسی کنم. یاد مثال‌هایی از این دست افتادم؛ یادم هست در سال‌های جوانی در محل کار همکار مردی داشتیم که همه‌جور شوخی و حرفی می‌زد و بعد که به او اعتراض می‌کردی با لحن بدی می‌گفت: «من منظوری نداشتم، نکند تو مشکلی داری که چنین برداشتی می‌کنی؟ من پزشکم و رابطه‌ی ما کاری است و این مساله را هم از دیدی کاری مطرح کردم!» تمام خانم‌های محل کار از دست او شاکی بودند اما کسی حریفش نبود و از آن جالب‌تر این‌که خودمان باورمان شده بود که حتما مشکل از خودماست و کم‌کم دوستان سعی می‌کردند ماجرای برخورد با این فرد را پشت گوش بیاندازند یا برای هم تعریف نکنند تا خودشان متهم نشوند و او هر روز از روز قبل وقیح‌تر و پرروتر می‌شد.

 تا....